خدایا میشه خیلی محکم محکم تنگ بغلم کنی؟
سلام وجود مادر
سلام جیگرم
دیروز در سجده بعد از نماز مغرب گفتم:
خدایا میشه خیلی محکم محکم تنگ بغلم کنی؟
و بی اختیار گریه کردم دلم بدجوری هوای خدا رو کرده بود و میدونستم که خدای مهربون از رگ گردن به من نزدیکتره و این من هستم که به خاطر مشغله زندگی بعضی وقتها از خدا یکم فاصله میگیرم و اینجور دلتنگ میشم.اما بعد از درد دل کردن و گریه کردن سبک شدم و خدا رو همین نزدیکی های خودم حس کردم. احساس کردم که دارم با مادرم درد دل میکنم و میدونم که خدا از مادر ها هم دلسوزتر و مهربون تره.خدا جون با تمام وجودم دوستت دارم کمک کن که هیچ وقت از شما دور نشم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خدایا میشه خیلی محکم محکم تنگ بغلم کنی؟
