محمد علیمحمد علی، تا این لحظه: 16 سال و 9 روز سن داره

حاج علی مامانی

ایستادن وسط میدان شلوغ زندگی

1390/4/4 9:18
نویسنده : یاسمین
295 بازدید
اشتراک گذاری

ن‎های شاغل، دنیای پیچیده‎ای دارند که هیچ کس جز خودشان آن را نمی‎فهمد. مادرهای شاغل، دنیایشان از آن هم پیچیده‎تر است.

مادرهای شاغل هر روز دارند می‎جنگند. با رئیس‎شان برای  زمان کار کمتر،(امروز رییسم به من تذکر داد،اما من نهایت تلاشم را می کنم که از کار کم نگذارم.) با بچه‎شان برای خداحافظی سوزناک، با کسی که از بچه نگهداری می‎کند برای این که طبق اصول‎شان با بچه حرف بزند، بازی کند، غذایش را بدهد، بخواباند و بقیه چیزها، با همسرشان برای این که... پس با کی؟!، با ترافیک برای دیرتر رسیدن، با خانه برای شلوغ بودن، با غذاهای خانگی برای مواد اولیه سخت‎شان، با آینه به خاطر قیافه نئاندرتال خودشان که سال به سال رنگ آرایشگاه به خودش نمی‎بیند، با کمرشان به خاطر درد دائمی که گاهی بالا می‎زند، با...

با خودشان.

با خودشان به خاطر این که انتخاب دیگری ندارند. به خاطر این که وسط یک میدان شلوغ ایستاده‎اند و نمی‎توانند تاکسی‎های یک جا را سوار شوند و مثل بقیه مستقیم بروند و برسند به مقصدشان. تقدیر آن‎ها همین است که همان جا وسط میدان بایستند و کلی تاکسی را که وسط زندگی‎شان ریخته، هدایت کنند و مواظب باشند که تصادف نشود، کسی حق دیگری را پایمال نکند، کسی روی ترمز نزند، کسی اشتباه نرود.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مدرسه مامان ها
5 تیر 90 12:12
سلام مامان مهربون خدا حاج علی ناز و قشنگتون رو بهتون ببخشه خوشحال میشیم به مدرسه ی مامان ها هم سری بزنید و از نظرات مفیدتون ما رو بهره مند کنید.
مامان محیا
5 تیر 90 13:18
واقعا راست میگی