روزهای مادرانه
این روزها خیلی از دور و بریهایم میخواهند بدانند روزهای مادرانه چطوریست. میپرسند چه حسی دارد یا چی فکر میکنم یا چهقدر پسرم را دوست دارم! سوال عجیبی است، اما عجیبتر از آن جوابش است. طرف، وقتی میبیند من در جواب دادن به سوال مردد هستم یا موضوع را عوض میکنم، فکر میکند شاید روزهای مادرانه آنقدرها هم که میگویند جالب و رمانتیک نیست. شاید آن عشق مادرانه که میگویند چندان هم غریزی نباشد. شاید من خیلی هم این کوچولو را دوست ندارم. واقعیت دارد! ماجرا آنقدرها هم که توی سریالها و فیلمها نشان میدهند رمانتیک نیست! ساعت 7 و نیم صبح، وقتی در تمام شب دو ...


