محمد علیمحمد علی، تا این لحظه: 16 سال و 8 روز سن داره

حاج علی مامانی

شغل تمام وقت مادری

زندگی من کلا عوض شده. اولویتهایم، آرزوهایم، هدفهایم، روش زندگیم، همه و همه تحت تاثیر قرار گرفته.آیا میتوانم همه کارهایی که آرزو داشتم انجام بدهم؟ نه. ایا میتوانم به همه هدفهایی که برای زندگیم مهم بود و سالها برایشان تلاش کرده بودم (و بعضی ها در حال تحقق بودند) دست پیدا کنم؟ نه.... اما مساله این است که برایم مهم نیست. تمام زندگی شغلی و آرزوهای دور و درازم در کنار این پست جدید (شغل تمام وقت، 24 ساعته، بدون مرخصی و  بدون چشمداشت مادری) بی زرق و برق و بی آب و رنگ است. ارزش آنها برای من کم نشده، بلکه ارزش این یکی خیلی زیاد است، مثل خورشیدی که نور چراغ قوه در کنارش دیده نمیشود. مادری سخت است.زندگی من پر از تعارض و دلمشغولی است. گاهی خسته می...
14 تير 1390

مرز باریک

بین استراحت کردن و تنبلی کردن مرز خیلی باریکی وجود دارد. اگر کسی علامت مرزی را میشناسد به ما هم خبر بدهد، لطفا... فعلا موقع کار کردن دائم به نیاز انسان طبیعی به استراحت فکر می کنم و موقع کار نکردن به کارهای تلنبار شده
14 تير 1390

هدیه خاص خدا

عزيزم. هديه ي خاص خداوند به ما! بسيارررررررر زياد دوستت داريم. عسل زندگي ما هستی اگر كوتاهي كرده ام كه حتما؛ ببخش. بضاعت من همين بوده. خدايا قصوراتم را براي فرزندم جبران كن. و او را در پناه خودت از سربازان امام زمانم قرار بده. ما كه لايق نبوده ايم. اي خداي بزرگگگگگگگ! فرزندانمان را لايق كن. به تو ميسپارمش اي پروردگار بي همتايم. الهي اي خدا! تو نفس فرزندانم را در راه قرآن خرج كن. اي خدااااااااا
14 تير 1390

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

همسر عزیزم درشبهایی که سرکاری تازه متوجه میشوم چقدر در نگهداری از بچه به کمک و حضور تو نیاز دارم. نه به خاطر این که هر شب کیسه پوشک‌های استفاده شده را با بقیه آشغال‌ها بیرون می‌بری، یا بچه را نگه می‌داری تا حمام کنم، یا در حمام کردن بچه کمکم می کنی، یا وقتی بدقلقی می کند کمکم می کنی تا ساکتش کنم... به تو احتیاج دارم تا وقتی بالاخره موفق می‌شوم علی را بخوابانم و آهسته سربخورم توی تخت در عالم خواب و بیداری بگویی: "خوابید؟ خسته نباشی عزیزم
14 تير 1390

توهم خوشبختی

بارها پیش آمده که پسر من در حین شیر خوردن خوابش برده بعد همان‌طور خواب آلود و با چشمان بسته دنبال می می می‌گشته. انتظار دارد در همان فاصله‌ای که قبلا بوده دوباره پیدایش کند. خیلی وقت‌ها وقتی نا امید می‌شود همانطور دهنش را نیمه باز می‌گذارد تا می می خود به خود پیدا شود! (که اگر پیدا نشود شروع به گریه می کند)گاهی هم در خواب تصور می‌کند که می می می‌خورد و شروع به مک زدن می‌کند! فکر می کنم ما آدم‌ها همه همین طوریم. گاهی عزیزترین چیز زندگی را به دلیل غفلت و خواب آلودگی از دست می‌دهیم و بعد به جای این که دنبالش بگردیم انتظار داریم در همان مکانی که آخرین بار رهایش کردیم همچنان منتظر ما ب...
14 تير 1390

چند دقیقه زمان برای من

یکی از نگرانی‌های جدی من قبل از بارداری این بود که در مدت مرخصی بعد از زایمان چطور وقتم را پر کنم.. حتی یک لیست از کتاب‌هایی که دوست داشتم بخوانم و فرصت نکرده بودم تهیه کردم برای مطالعه در این مدت. مادرهایی که بچه کوچک دارند تا همین جا کلی به من خندیده اند. یک شیرخوار فرصت هیچ کار مداومی را باقی نمی‌گذارد. تمرکز بیش‌تر از ۵ دقیق تقریبا غیر ممکن است چون حتی اگر بچه کاری با من نداشته باشد من باید نگران باشم که نکند شیر پریده توی گلویش یا ... نمی‌دانم لیست کتاب‌هایم تا کی باید برای خوانده شدن صبر کنند. 
14 تير 1390

خدا...........

یک متن زیبا برگرفته از سایت یکی از دوستان خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.                                       بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم. خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.                                       ...
13 تير 1390

آفرینش انسان

پیش خودم دارم به آفرینش انسان فکر می کنم ........ روز اولی که دنیا اومده بودی با چشمهای کاملا باز با ولع شیر می خوردی ........... چه نه ماه خوبی باهم داشتیم و چه پیشرفتهایی داشتی ........... تمرکز بر روی اشیا...... تشخیص جهت صدا ، شناختن من و بابایی، نشستن، غلت زدن، سینه خیز رفتن، تلش برای چهار دست و پا رفتن،دوتا دندون در آوردن، ماما و بابا گفتن، دست زدن، بای بای کردن و خراب کاری ........... پسر من همه از آرامشت و خوش خنده بودن تعریف می کنند. تو این نه ماه برای اولین بار تو این ماه مریض شدی اینم به علت دندوناته که می خواهند بیاند تو دهن کوچولوت و اینکه چه شبهای بدی بود شبهای واکسن زدنت تو این نه ماه هم کلی از فامیل و دوستان کادو گرفتی ...
12 تير 1390