محمد علیمحمد علی، تا این لحظه: 16 سال و 9 روز سن داره

حاج علی مامانی

مرور خاطرات

کوچولوی من! دیشب وقتی خوابیده بودی نگاهت می کردم و دلم از عشقت ضعف می رفت. همینطور که محو صورت ماهت بودم به گذشته برگشتم, به اون موقع که هنوز تو دل مامان بودی. چه حس عجیبی بود اینقدر نزدیک بودن به تو , و من گاهی عجیب دلم برای اون وقتها تنگ می شه. بعضی وقتها تو خیالم لگدت رو تو پهلوم حس میکنم و یادم میاد که چه روزایی رو با هم گذروندیم.تو تو دل مامان جون گرفتی و بزرگ شدی و مامان هم با تو بزرگ شد. من با اومدنت وارد یه مرحله ی جدید شدم. انگار تازه بالغ شدم. نگاهم به دنیا عوض شده و هر روز حس جدیدی رو تجربه می کنم. تو اینقدر برام آشنایی که باورش سخته که تنها نه ماهه که به دنیا اومدی. انگار همیشه بودی. انگار از وقتی خودم رو شناختم تو یه ق...
1 مرداد 1390

آرامش جان

پسرم آن گاه که خسته از این و آن به چشمان زیبای تو پناه می آورم؛ شادی کودکانه ای که در آن مرواریدهای سیاه موج می زند آرامش جان من است. دلبندم دیدن لبخند بر لبان کوچکت مرا تا اوج خوشبختی می برد و شنیدن قهقهه های از ته دلت برای من امید زندگی ست. وقتی می بینم چطور با دل و جان برای حرکت کردن تلاش می کنی؛ هنگامی که اشتیاق تو را برای رفتن و رسیدن به هدف های کوچکت می بینم؛ نیرو می گیرم برای رسیدن به هدف های بزرگ... زمانی که دست های کوچکت را برای در آغوش گرفتنت به سویم دراز می کنی گویی دنیا را به من داده ای. دوست دارم هر لحظه  و هر ساعت تو را در بغل بگیرم، ببویم و ببوسم که تو زیباترین و خوشبوترین گل دنیایی برای من. اما افسوس که...
29 تير 1390

برای عزیزترینم

دو شعر زیبا برای علی عزیزم لبهاي تو مثلِ گُله                       صورت ماهت تُپله                  مي دوني كه مادرت منم؟              بيا بشين رو دامنم تا موهاتو شونه كنم                   واست انار دونه كنم شعر بگویم بلدم شعر بگويم        &nbs...
29 تير 1390

این روزها

این روزها عاشقم                               عاشق خانه ام ، همخانه ام و نازنینی که چند ماهی است             مهمان خانه مان شده است   این روزها سخت عاشقم                   عاشق لحظه های ناب زندگی ام که این روزها                       ...
28 تير 1390

ورود افکار منفی ممنوع

امروز به جایی رسیدم که به خودم گفتم بسه هرچی فکرا ی منفی راجع به خودمو دیگران داشتم. چیکاردارم که چرا فلانی این کار رو کرد  یا چرا همسری عزیز اون کاری رو که من می خوام نمیکنه. آره بسه. اگه ما آدما بخوایم بد باشیم چون دیگران باهمون بد کردن که نمیشه زندگی. عزیز مامان , مگه چند بار می تونی زندگی این دنیا رو تجربه کنیم. فرصتامون خیلی کوتاهن. بیا تلاش کنیم یه ذهنیت خوب واسه دیگران از خودمون بسازیم. پسرکم اگه بهت بدی کردن اینو یادت بیاد که از پیامبر بالاتر و عزیزتر که ما نداریم , خب ایشونم بدی از دیگران زیاد دیدن , اما همیشه خدا توی قرانش پیامبرشو با مهربونی کردنو خوب رفتار کردن با دیگران آروم کرده. با خوبی می تونیم حتی یه حیون وح...
28 تير 1390